بينايي نام رماني از ژوزه ساراماگو نويسنده ي پرتغالي است كه به تازگي در گذشت.

اين كتاب را انتشارات جمهوري ماه گذشته با ترجمه ي حبيب گوهري راد و بهاره پارياب  به بازار كتاب روانه كرده است.

ماجرا با انتخابات در يك روز باراني آغاز مي شود كه مردم تا ساعت چهار به حوزه ها نمي ايند و پس از آن هم آراي سفيد به صندوق مي ريزند.سپس با روايتي تمثيلي و با طنزي موفق نگراني ها و حماقت ها وتلاطم دولت مردان پرتغال را براي آرامي اوضاعي كه خود با توهمشان به وجود آورده اند به نمايش مي گذارد.از اواسط داستان  سارا ماگو  آن رابا كوري پيوند مي دهد. كوري رمان شاخص اوست كه در 1998 جايزه ي ادبي نوبل را از آن نويسنده اش كرد.در اين رمان مردم شهر ناگهان همه كور مي شوند و جز پرده ي سفيدي جلو چشم خود نمي بينند. ساراماگو درباره ي كوري مي گويد : معتقدم همه كور هستيم . جماعتي كور كه مي بينيم.

در بينايي دولت دنبال زن يك پزشك مي گردد تا آشوب را به گردن او بيندازد !جرم او اين است كه در كوري فرا گير مذكور بينا مانده است!

راي سفيد در بينايي و صحنه هاي سفيد در كوري قابل تاملند.

ساراماگو نويسنده اي بدبين و منتقد است اماخوبي ذاتي انسان هاو تحسين آن درون مايه ي اصلي آثار اوست. او گفته است : كسي مي تواند خوش بين باشد كه يا ميليونر يااحمق ويا بي احساس باشد!!

او 16 رمان و 2 كتاب شعر دارد و بهترين آثار او به فارسي ترجمه شده ا سيت