كلاغ ها
كلاغ ها برف ها را مي كاوند. چقدر خوشحالند. خوش به حالشان!چقدر با اعتماد به نفس پاهايشان را روي زمين مي كوبند. چقدر غافلند از همه چيز .
سرشان به برف ها به هم ديگر گرم است. به عبور من اعتنا نمي كنند. بال هاي خاكستري و سياه برف هاي سفيد.
هيچ خبري با من نيست كه كلاغ ها با خود به شهر ببرند. هيچ كس با من نيست . هيچ ابر ولگردي در آسمان نيست.
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند ۱۳۸۷ ساعت 22:23 توسط آشنا
|