<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حرف های یک معلم ادبیات</title>
<link>https://ashenayi.blogfa.com</link>
<description>ادبي</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Wed, 09 Feb 2011 15:36:13 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>https://ashenayi.blogfa.com/post/56</link>
<description>سهم من سهم من از دنیا صدای گریه شنیدن است هر وقت فکر می کنم می توانم به یک نغمه ی شاد بیاویزم طناب خیالم ÷اره می شود نغمه فرو می ریزد لبخند می شکند و گریه می خواند مثل همین امروز مثل همین دیروز مثل همین فردا</description>
<pubDate>Wed, 09 Feb 2011 15:36:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>ashenayi</dc:creator>
<guid>ashenayi.blogfa.com/post/56</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ashenayi.blogfa.com/post/55</link>
<description>هيچ خبري نيست كلاغ ها برف ها را مي كاوند. چه قدر خوشحالند. خوش به حالشان!چه قدر با اعتماد به نفس پاهايشان را روي برف ها مي كوبند. چه قدر غرق در برفند. سرشان فقط به خودشان و برف ها گرم است.به عبور من اعتنايي نمي كنند.اصلاً نيم نگاهي هم به من نمي اندازند. بال هاي خاكستري و سياه... برف هاي سفيد... كلاغي مي پردو چند قدم آن طرف تر مي نشيند. هيچ خبري با من نيست كه كلاغ ها با خود به شهر ببرند... هيچ ابر ولگردي در آسمان نيست.</description>
<pubDate>Sun, 09 Jan 2011 22:43:02 +0330</pubDate>
<dc:creator>ashenayi</dc:creator>
<guid>ashenayi.blogfa.com/post/55</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ashenayi.blogfa.com/post/54</link>
<description>داستان جان اشتاين بك در سخنراني در يافت جايزه ي نوبل گفته است : ادبيات قدمتي به درازاي تكلم دارد.ادبيات زاده ي نياز بشر بوده و اين نياز تغييري نكرده جز اين كه پيوسته شديدتر شده است. داستان گويي ريشه ي سينما،تئاتر،ادبيات و فرهنگ و ريشه ي تجربه ي خود زندگي است.داستان مبناي آيين هايي است كه از بدو تاريخ به ارزش هاي فردي و جمعي اعتبار بخشيده اند.داستان هويت و استانداردهايي را براي زندگي به وجود مي آورد و از همين رو براي اين عصر ضرورت دارد.داستان آيينه اي است</description>
<pubDate>Mon, 03 Jan 2011 21:42:11 +0330</pubDate>
<dc:creator>ashenayi</dc:creator>
<guid>ashenayi.blogfa.com/post/54</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ashenayi.blogfa.com/post/53</link>
<description>داستان نويسي سخن پردازي نيست بلكه ضبط كردن تجربه هاي انساني است به ساده ترين و زلال ترين زبان ممكن. ارنست همينگوي سرچشمه هاي داستان را مي توان تجربه و مشاهده و دوران كودكي دانست.بسياري از نويسندگان بر اين باورند كه مي توان از موضوعي داستان آفريد و اغلب آن ها سرچشمه ي داستان را تجربه هاي خود و ديگران مي دانند . زندگي هر فرد هر چه هم كه يكنواخت و بي هيجان باشد ،عرصه ي تجربه هاست. دوران كودكي هم سرچشمه ي زوال ناپذيري براي نويسنده است.مي توان از زندگي نامه ي</description>
<pubDate>Sun, 26 Dec 2010 21:16:58 +0330</pubDate>
<dc:creator>ashenayi</dc:creator>
<guid>ashenayi.blogfa.com/post/53</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ashenayi.blogfa.com/post/52</link>
<description>يكتا هستي جاودانه ،خداي من من او را خيلي نمي شناختم فقط به اندازه ي يك همكاري ،به اندازه ي يك سلام كوتاه در دفتر مدرسه ،به اندازه ي چند زنگ تفريح. ولي وقتي شنيدم كه چه قدر بيمار است قلبم در د گرفت . سينه ام در اندوهي فرو رفت كه در طول روز چند بار به يادش مي آوردم ودلم فشرده مي شد . از تو مي خواستم كمكش كني . به بچه هايش . به خانواده اش . به همه ي كساني كه دوستش داشتند . هر روز كه به مدرسه مي رفتم با احتياط جوياي حالش مي شدم .مبادا دوستش را ناراحت كنم.</description>
<pubDate>Thu, 16 Dec 2010 16:56:40 +0330</pubDate>
<dc:creator>ashenayi</dc:creator>
<guid>ashenayi.blogfa.com/post/52</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ashenayi.blogfa.com/post/51</link>
<description>بانویی دیگر زهرا کیا در سال ۱۲۹۴ شمسی در تهران متولد شد. پدرش هادی کیانوری نوه شیخ فضل‌الله نوری و مادرش عصمت الحاجیه بروجردی بودند. زهرا کیا تحصیلات ابتدائی را در مدرسه ناموس انجام داد که مهمرترین مدرسه دخترانه آن زمان بود و خیلی از کسانی که به آن مدرسه راه یافتند از زنان تحصیل کرده ایران گردیدند. زهرا کیا که از شاگردان برجسته مدرسه ناموس بود به دانشسرای‌ عالی راه یافت و سپس وارد دانشکده ادبیات شد و در سال ۱۳۱۸ در دوره دکتری ادبیات پذیرفته شد و با پرویز</description>
<pubDate>Mon, 13 Dec 2010 18:46:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>ashenayi</dc:creator>
<guid>ashenayi.blogfa.com/post/51</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ashenayi.blogfa.com/post/50</link>
<description>تك گويي واژه ي مونولوگ از دو بخش لاتين (يك +كلام ) و به معني يك نطق طولاني است.براي بيان احساسات شخصيت هيچ چيز مفيدتر از يك تك گويي نيست. تك گويي فضا و زمان را براي شخصيت فراهم مي كند تا نهايت احساس خود را آشكار كند. تك گويي در نگارش خاطرات (اتوبيو گرافي مثل دانشكده هاي من گوركي)،بخشي از متن (مثل پايان خوشه هاي خشم جان اشتاين بك)يا تمام متن (مثل من روي لبه ولف) به كار گرفته مي شود.داستان كوتاه،رمان و نمايشنامه و فيلم نامه مي تواند از اين شيوه بهره بگيرد</description>
<pubDate>Thu, 11 Nov 2010 15:22:22 +0330</pubDate>
<dc:creator>ashenayi</dc:creator>
<guid>ashenayi.blogfa.com/post/50</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ashenayi.blogfa.com/post/49</link>
<description>يك كتاب اين هفته كتابي به نام بخور و نمير از پل استر با ترجمه ي مهسا ملك مرز بان خواندم . از نشر افق. اين ماه هاي اخير بازار تر جمه داغ است و در حالي كه بيشتر آن ها ترجمه هاي دو باره و چند باره ي آثار ادبي به ويژه آثار كلاسيك هستند ،اين ترجمه توجه را جلب مي كند. زندگي نامه ي خود نوشت پل استر نويسنده ي آمريكايي كه شرح سفرها و دربدري هايش براي جستجوي زندگي و نويسندگي است.بين بيست تا نزديك چهل سالگي او .تا زماني كه به عنوان يك نويسنده ي مطرح شناخته شود.شرحي</description>
<pubDate>Mon, 01 Nov 2010 19:41:36 +0330</pubDate>
<dc:creator>ashenayi</dc:creator>
<guid>ashenayi.blogfa.com/post/49</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ashenayi.blogfa.com/post/48</link>
<description>هزار و يك شب هزارو يك شب نام كتابي است كه مجموعه ي داستان هاي افسانه اي و قديمي را در بردارد. اكثر اين داستان ها در ايران و بغداد مي گذرد و د استان هاي آن راداراي ريشه ي ايراني و هندي مي دانند .هزار و يك بودن آن ها غير واقعي به نظر مي رسد.اين داستان ها به دست عبداللطيف طسوجي جمع آوري شد. نخستين ترجمه هاي هزار و يك شب به زبان هاي اروپايي در قرن شانزدهم به دست آنتوان گالان به فرانسه بودو در سال 1704 منتشر شد.ريچارد برتون انگليسي در 1885 آن را ترجمه كرد.بورخس</description>
<pubDate>Mon, 25 Oct 2010 19:18:36 +0330</pubDate>
<dc:creator>ashenayi</dc:creator>
<guid>ashenayi.blogfa.com/post/48</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>https://ashenayi.blogfa.com/post/47</link>
<description>خانم دكتر ژاله آموزگار دكتر ژاله آموزگار.متولد: ۱۲ آذر ۱۳۱۸. خوى‎/ ۱۳۳۵ اخذ ديپلم از دبيرستان ايراندخت تبريز‎/ ۱۳۳۸ اخذ مدرك ليسانس با رتبه اول، دانشكده ادبيات تبريز‎/ ۱۳۳۸ تا ،۱۳۴۲ دبير آموزش و پرورش، تهران، كاشمر و نيشابور. ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۶. دانشجوى دولتى در كشور فرانسه با استفاده از بورس دانشجويان رتبه اول. ۱۳۴۶. اخذ مدرك دكترا از دانشگاه سوربن پاريس در رشته فرهنگ و زبان هاى باستانى ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۹. پژوهشگر بنياد فرهنگ ايران ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۲.</description>
<pubDate>Sat, 16 Oct 2010 19:29:13 +0330</pubDate>
<dc:creator>ashenayi</dc:creator>
<guid>ashenayi.blogfa.com/post/47</guid>
</item>
</channel>
</rss>
